سايت مسعود عطايى

 

 

 

 

 

  از پيشگفتار مجموعه داستان پسرک ورامينی، نوشتهء مسعود عطايی

به قلم استاد جلال خالقی مطلق

 

داستان‏هايی که در اين مجموعه از نظر خوانندگان ميگذرد، اثر خيال و خامهء يک پزشک است. اين نخستين بار نيست که دانشمندی ايرانی در منار کار اصلی خود به نويسندگی و شاعری نيز ميپردازد. مشهورترين اين دانشمندان حکيم عمر خيام اس که رشته اصلی او رياضيات و نجوم و نيز حکمت و پزکی بود، ولی چون از کار اصلی خود دست ميکشيد، گهگاه رفع خستگی از کار روزانه را در غوطه‏خوردن در هزارتوی انديشه‏های فلسفی و جستجو در کلاف سردرگم زندگی می‏جست که حاصل آن اشعاری بود کوتاه و پربار در قالب رباعی. در آن زمان، قصيده‏سرايانی چون مجير بليقانی که "نه کرسی فلک را زير پای انديشه ميگذاشتند تا بوسه بر رکاب امير ارسلان زنند"، هيچ باور نداشتندکه روزی نام آنها و نام شاعرانی استادتر از آنها فقط حاشيه‏نشين کوچکی بر تاريخ ادبيات کشورشان شود، ولی شهرت عمر خيام با همين صد و اند رباعی از مرز ميهنش درگذرد و جهانی گردد. در همين روزگار ما نيز دانشمندانی که در کنار کار اصلی خود به داستان‏نويسی و شاعری و يا هنرهای ديگر پرداخته‏اند کم نيستند.

کار اصلی آقای مسعود عطايی نيز پزشکی است و داستان‏نويسی سرگرمی ايام فراغت اوست. داستان‏هايی که در اين مجموعه ميخوانيم و در اصل همه به زبان آلمانی نوشته شده‏اند، البته همه يکدست نيستند. برخی از آنها مانند داستان "يادداشت زير برف‏پاک‏کن" ساده و روان و مهيج نوشته شده‏اند و از نمک طنز برخوردارند. اصولا مهارت نويسنده بيشتر در توصيف ماجراهای ساده و طنزآميز است. با اينحال نويسنده ما دارای احساسات رقيقی نيز هست و اين احساسات، او را در پی آفرينش داستانهايی که در آنها دوستی و مهر و عشق نقش اساسی دارند کشانده‏اند. آفرينش چنين داستانهايی، بويژه آنهايی که پايانی تراژيک هم دارند، طبعاً نياز به مطالعهء بيشتر در فوت و فن داستان‏نويسی و دقت بيشتر در ساختار داستان و تعيين تقدم و تأخر رويدادها و درنگ بيشتر در روانکاوی اشخاص داستان را ميطلبد که الزاماًبايد زمان بيشتری بر سر آنها هزينه کرد، و البته کسی که کار او حرفهء مقدس پزشکی با مسئوليت سنگين آن است، اوقات فراغت چندان زيادی برای او نمی‏ماند، بويژه اگر شعر و موسيقی نيز بخشی از اين فراغت را به خود اختصاص دهند. با اينحال دقت در بن‏مايه برخی از داستان‏های ديگر، همچون "آوايی از اعماق" و "عشق مادر" نشان ميدهد که نويسنده از نيروی خيال در واقعه‏سازی که از اسباب مهم داستان‏نويسی است بخوبی برخوردار است و خلاف آنچه در برخی از داستان‏های ادبيات معاصر فارسی ديده ميشود "مبهم‏بافی" را به نام "رئاليسم جادويی" جانشين "رويداد رئال" نميکند.

از آقای مسعود عطايی جز کتاب حاضر، به زبان آلمانی مجموعه ديگری از داستان‏های کوتاه با عنوان "بر بالهای خيال" و چند مجموعه شعر با عنوان‏های "چکامه‏های غربت" و "شعله‏های پاييزی" نيز انتشار يافته است. ايشان همچنين تاکنون چندين آهنگ موسيقی و تصنيف ساخته‏اند و نشان داده‏اند که در ميدان هنر پهلوانی همه سر حريف‏اند. ولی آنچه او را واقعاً با پهلوانان حماسی ما مرتبط ميسازد، مهر او به ميهن او ايران است. مهری که همچون رگ سرخ در تن بسياری از داستان‏ها و سروده‏های او دويده است. باشد که اين رگ سرخ هميشه از دل ايشان سرچشمه گيرد و از خامه ايشان بر روی کاغذ روانه گردد !

جلال خالقی مطلق

هامبورگ ژولای 2001 م