گالری عکس
naturea-damavand.jpg
کتابها
fasle.jpg

 

نقد داستان
نقد شعر
نقد موسیقی

نقد داستان


 

 

بزرگ علوی درباره کتاب بر بال‏های خيال مى نويسد


به خاطر آفرينش اين اثر ادبی به شما صميمانه تبريک مى گويم. از پشتکار، شهامت، استعداد و عمق انديشه ‏هاتان در شگفتم. شما به موازات کار پزشکی و علمى تان که در خدمت انسان‏هاست به مشکلات معاصر نيز مى پردازيد و آنها را در قالبی هنرمندانه بيان مى کنيد. در يکايک داستان‏های اين کتاب به طرح پرسش‏هايی می پردازيد که جهان امروز با آنها درگير است: عشق، اشتياق، آزادی، ضديت با بيگانگان، سرکوب فرودستان، مهاجرت، جنگ‏های استعماری و نگاهی انتقادی به لذت جويی در روزگار جوانی، سرنوشت قماربازان و "زنای با محارم". در داستان واقع‏گرايانه "عروسی نابينا" موفق می شويد با پرداختن يک صحنه حسادت اين داستان گزارش‏گونه را به طرزی تحسين ‏برانگيز به پايان برسانيد. در داستان "زنا" با آوردن صحنه جنايت درباره شخصيت‏ها قضاوت نمی کنيد و بدين تمهيد سرنوشت‏های غم ‏انگيز آنان برجسته ‏تر مي‏شود. از همه داستان‏های اين کتاب انسان دوستی شما نمايان است. وقايع در داستان‏های شما منتج از عشق عميق‏تان به ميهن است. از چگونگی نامگذاری اشخاص و مکان‏ها پيداست که يک نويسنده ايرانی از منظر خود به قايع می نگرد. داستان "وطن آنجاست که دوستت بدارند" که در واقع يک تمثيل افسانه‏ ای مانند تمثيل‏های ادب کهن فارسی است نمايانگر تعلق ‏خاطر شما به فرهنگ و ادبيات کهن ايران است.

تيلی بوشه ساخاروف درباره کتاب بر پسرک ورامينی مى نويسد


هنر داستان‏نويسی در مشرق‏زمين به سنتی چندصدساله تکيه دارد. داستان‏نويسی در مشرق‏زمين در داستان‏های مذهبی کتب مقدس و در تمثيل‏های افسانه‏ای ريشه دارد. متأسفانه خوانندگان غربی از ميان اين آثار تنها با افسانه‏های "هزار و يکشب" آشنا هستند. ادبيات و فرهنگ ايران‏زمين و کل آن جريان‏هايی که بر بستر آن انسان غربی
تمدن مغرب‏زمين را بنا گذاشت، اغلب ناشناخته و گمنام است. صنعت جهانگردی تلاش می‏کند به‏طور سطحی بخشی از اين گنجينه را در اختيار عموم قرار دهد. بااين‏حال به‏هيچوجه نمی‏تواند خلايی را که در اين قلمرو به وجود آمده است پرکند و چه بسا گاه اطلاعاتی نادرست در اختيار عموم قرار می‏گيرد.
در مجموعه پسرک ورامينی اثر مسعود عطايی که تاکنون داستان‏هايش در اينجا و آنجا به چاپ رسيده است، شيوه روايت باستانی مشرق‏زمين را بازمی‏يابيم. با وجود درونمايه‏ای امروزی و با وجود طرح مشکلات معاصر، نويسنده به سبک و زبانی مستقل دست يافته که در مشرق‏زمين و به ويژه در ادب کهن ايران ريشه دارد و از اين نظر داستان‏های اين کتاب خواننده را سر ذوق می‏آورد.
پيش چشمان خواننده تصويری زيبا اما دست‏نيافتنی از موطن از دست‏رفته نويسنده قرار می‏گيرد که همواره در پيوند با خاطرات کودکی و نوجوانيش است. در اغلب داستان‏های اين کتاب غم غربت و اشتياق به بازگشت به وطن نمايان است. زبان نويسنده سهل است و ممتنع و مشحون از تعابير و تصاوير ساده. شوق نويسنده در روايت داستان از سطر سطر داستان‏ها و از تدقيق در جزئيات پيداست. واقعه در داستان‏ها پيش‏پاافتاده نيست. از اين نظر در هر داستان چيزی فراتر از يک قصه وجود دارد. داستان‏های اين کتاب تمثيل‏هايی هستند ماندگار. از مضامين داستان‏های اين کتاب می‏توان از دوستی، عشق، نفرت، ترديد و اميد نام برد و در مجموع اين کتاب سندی است بر توانايی نويسنده در ديدن و پرداختن به مضامينی که برای همگان ارجاع‏پذير است.
فضای داستان‏ها از يک سو از ماليخوليا نشان دارد و از سوی ديگر از شوخ‏طبعی نويسنده. با همان جمله آغازين داستان، خواننده خود را در ميان گود می‏يابد و در پايان پرسش‏هايی در ذهن او طرح می‏شود که او را به انديشه وامی‏دارد. انسان خردمند ايرانی از خودنمايی پرهيز می‏کند. در داستان‏های مسعود عطايی با وجود کوتاهی، طرحی از ابديت نقش بسته است. باور دارم که مجموعه داستان پسرک ورامينی راه شناخت فرهنگ کهن ايرانزمين را که تاکنون متأسفانه برای ما ناشناخته مانده است هموار ميکند.
برلين، فوريه 1990


 

 

جلال خالقی مطلق درباره کتاب بر با پسرک ورامينی مى نويسد

motlagh

داستان‏هايی که در اين مجموعه از نظر خوانندگان ميگذرد، اثر خيال و خامهء يک پزشک است. اين نخستين بار نيست که دانشمندی ايرانی در كنار کار اصلی خود به نويسندگی و شاعری نيز ميپردازد. مشهورترين اين دانشمندان حکيم عمر خيام است که رشته اصلی او رياضيات و نجوم و نيز حکمت و پزشکی بود، ولی چون از کار اصلی خود دست ميکشيد، گهگاه رفع خستگی از کار روزانه را در غوطه‏ خوردن در هزارتوی انديشه‏ های فلسفی و جستجو در کلاف سردرگم زندگی مي‏جست که حاصل آن اشعاری بود کوتاه و پربار در قالب رباعی. در آن زمان، قصيده‏ سرايانی چون مجير بليقانی که "نه کرسی فلک را زير پای انديشه ميگذاشتند تا بوسه بر رکاب امير ارسلان زنند"، هيچ باور نداشتند که روزی نام آنها و نام شاعرانی استادتر از آنها فقط حاشيه ‏نشين کوچکی بر تاريخ ادبيات کشورشان شود، ولی شهرت عمر خيام با همين صد و اند رباعی از مرز ميهنش درگذرد و جهانی گردد. در همين روزگار ما نيز دانشمندانی که در کنار کار اصلی خود به داستان‏نويسی و شاعری و يا هنرهای ديگر پرداخته‏ اند کم نيستند.
کار اصلی آقای مسعود عطايی نيز پزشکی است و داستان‏نويسی سرگرمی ايام فراغت اوست. داستان‏هايی که در اين مجموعه ميخوانيم و در اصل همه به زبان آلمانی نوشته شده ‏اند، البته همه يکدست نيستند. برخی از آنها مانند داستان "يادداشت زير برف‏ پاک‏ کن" ساده و روان و مهيج نوشته شده ‏اند و از نمک طنز برخوردارند. اصولا مهارت نويسنده بيشتر در توصيف ماجراهای ساده و طنزآميز است. با اينحال نويسنده ما دارای احساسات رقيقی نيز هست و اين احساسات، او را در پی آفرينش داستانهايی که در آنها دوستی و مهر و عشق نقش اساسی دارند کشانده ‏اند. با اينحال دقت در بن‏مايه برخی از داستان‏های ديگر، همچون "آوايی از اعماق" و "عشق مادر" نشان ميدهد که نويسنده از نيروی خيال در واقعه ‏سازی که از اسباب مهم داستان‏نويسی است بخوبی برخوردار است و خلاف آنچه در برخی از داستان‏های ادبيات معاصر فارسی ديده ميشود "مبهم ‏بافی" را به نام "رئاليسم جادويی" جانشين "رويداد رئال" نميکند.
از آقای مسعود عطايی جز کتاب حاضر، به زبان آلمانی مجموعه ديگری از داستان‏های کوتاه با عنوان "بر بالهای خيال" و چند مجموعه شعر با عنوان‏های "چکامه‏ های غربت" و "شعله‏ های پاييزی" نيز انتشار يافته است. ايشان همچنين تاکنون چندين آهنگ موسيقی و تصنيف ساخته ‏اند و نشان داده ‏اند که در ميدان هنر پهلوانی همه سر حريف ‏اند. ولی آنچه او را واقعاً با پهلوانان حماسی ما مرتبط ميسازد، مهر او به ميهن او ايران است. مهری که همچون رگ سرخ در تن بسياری از داستان‏ها و سروده ‏های او دويده است. باشد که اين رگ سرخ هميشه از دل ايشان سرچشمه گيرد و از خامه ايشان بر روی کاغذ روانه گردد !
جلال خالقی مطلق
هامبورگ ژولای 2001 م



نقد شعر


 

 

ژاله اصفهانى درباره کتاب شعله هاى پاييزى مى نويسد

jaleh

گرماى دلپذير شعله ها آن چنان از برگ برگ اين دفتر بر ما مى وزد كه مشتاق و منتظر به سراغ پاييز شاعرانه مى شتابيم و مى پرسيم چرا پاييز، بهار را چه شده است؟ شايد از زبان رمز بشنويم كه جوانه هاى جوانى جا به رنگ هاى شعله هاى پاييزى سپرده اند. هر فصلى زيبايى و ابهت خويش را داراست، اگر انسان شعله ى جان فروزان خود را در آن برافروزد.
تاريخ ادبيات، هنرمندان بزرگى را به ياد دارد كه جهان افروز و چند استعدادى بوده اند. برترين نمونه عمر خيام اين رياضى دان و ستاره شناس شهير است كه نبوغ شعرى او سراسر جهان را فراگرفته و قرن ها نسل هاى ايرانى را سربلند كرده و خواهد كرد.
در عصرى كه گذشت آنتوان چخوف ـ پزشك، نويسنده، دراماتيست روس، با طنز ويرانگر و سازنده خويش شهرت جهانى يافت، البته در تمام رشته هاى كار، انسان هاى چند استعدادى وجود داشته و دارند، كه در اين جا شاعران چنداستعدادى در نظرند و دكتر مسعود عطايى آهنگساز، شاعر، نويسنده و پزشك از آنان است. او از فضاى درد و دارو، به دنياى روياهاى رنگارنگ شاعرانه رو مى كند و با سروده هاى خود ما را به رشك و ستايش مى آرد.
موضوع و تم اساسى عر مسعود عطايي انسان و آزادى اوست، در ايران و جهان. دلبستگى به وطن است و يادها و يادگارها در غبار انبدوه مهاجرت كه مدام شاعر را مى آزاراند، و كدام شاعرى است كه دور از زادگاه و زبان مادرى بتواند خشنود باشد؟ اما بايد زيست و بيشتر و بهتر آفريد.....
مسعئد عطايى شاعرى است خوش بين و شادى آفرين كه هرگز از محنت ديگران بى غم نيست. فواره فريادش وقتى بلند مى شود كه مردم را در اسارت سيه كاران مى بيند. در آن صورت بى كار و بركنار نمى نشيند كه سلاح شاعر ـ سروده هاى اوست.
از سويي ديگر، بيشتر شعرهاى عطايى ليريك و عاشقانه است. اما نه عشق افلاطونى و عرفانى. عشق زمينى است. مردى كه در غزل هاى او سخن مى گويد، خيلى جوان است، گويى با نخستين عشق اش حرف مى زند سرشار از شوق و شرم، با سادگى و بى تكلفى.
دلم هواى غزل كرده، خوب من بنشين
كه دز مقابل روى خوش ات غزل خوانم
"خوب من" يادآور "نازنين" زنده ياد احمد شاملو است كه خطابى است صميمانه و نو.
لازم به يادآورى است كه ممكن است برخى از نوپردازان، سروده هاى مسعود عطايي را با شعر رايج امروز ايران، شعر نيمايى و شعر آزاد، همخوان نشمارند. همچنان كه در مورد شاعر زنده ياد فريدون مشيرى چنين نظريه اى ديده شد اما از شهرت و محبوبيت او ذره اى نكاست.
اگر شاعر بتواند گوهر احساس و شعله انديشه هاى والاى خود را زيبا و تاثيرگذار بيان كند، چنان كه بر دل ها نشيند و به كار مردم آيد، نقش هنرمندانه خود را با پيروزى انجام داده است.
فروزان باد شعله هاى شعر سراينده عزيزمان دكتر مسعود عطايى
ژاله اصفهانى
لندن، فوريه


نقد موسیقی


 

 

نقدى از پرويز ياحقى

yahghi

ديسک "نوای عشق" حاوی هشت ترانه، آثاری از دکتر مسعود عطايی با صدای خانم سروش ايزدی را با علاقه گوش کردم. اظهار نظر و عقيده در مورد آفرينش های هنری کاريست حساس و پرمسئوليت! حقيقت تحسين انگيز اين است که مسعود با وجود بيش از سه دهه دوری از يار و ديارش و با وجود مشغله های پردردسر پزشکی، حيرت انگيز به فرهنگ و هنر ايران و ايرانی مهر می ورزد و هنوز "ريشه در آب" دارد. ملودی های او با وجود نوآوری رنگ و بوی ترانه های سی سال پيش را دارند.
ديسک شروع می شود با آهنگ لطيف "اميد بهاری" در عشاق و بوسليک اصفهان؛ ادامه می يابد با اثری ذلنشين و فاخر بر غزلی از حافظ (سخن عشق) در ماهور، آهنگ شبه فولکولوريک (دور از او) در سه گاه و سرود ميهنی در مايه ی دشتی (ايرانزمين من) که با اورتوری زيبا آغاز می شود و ملودی های آن با ريتم انتخابی شنونده را به ياد اثر جاودانه ی شادروان کلنل وزيری با صدای روح انگيز می اندازد. آغاز بخش دوم با آهنگ "فرياد عشق" در بيات ترک است که اورتوری بس دلنواز و ملودی و کلامی مناسب و فاخر دارد به ويژه که با مهارت نام بزرگان ادب ايران در آن جايگزين شده است و ادامه پيدا می کند با آهنگ "جوانی در افشاری که خواننده گوشه های عراق و قرائی را با شجاعت خوانده و ريتم دوضربی اين آهنگ تنوع جالبی را عرضه می کند و بعد آهنگی در چهارگاه "آرزو" روی شعر مولوی که آهنگساز اسير اوزان شعر است ولی خوشبختانه در آن موفق شده به ويژه در زابل. ديسک پايان می يابد با ترانه ی شاد "نوروزی در ماهور که تلفيق کلام و ملودی شبه آذری آن يکی از نوآوری های اين اثر است.
جمعا کاست يا ديسک "نوای عشق" بسيار متنوع، جالب و شنيدنی است.
با آرزوی موفقيت برای دوست هنرمندم
 

پرويز ياحقی


 

 

نقدى ازهمایون خّرم

khoram

حدود بیست و پنج سال پیش در هامبورگ در منزل یکی از دوستان ِ قدیمی ام نشسته بودم . دوستم گوشی تلفن را به من داد و گفت ،، از دوسلدورف تلفن می کنند ، با شما کار دارند . ،، گوشی را گرفتم ، صدائی از آن طرف زمزمه کرد : ،، به دامن شبها تا سحرم = ستاره بارد از چشم ترم ....،، یکی از آهنگهای خودم بود که حدود سی سال پیش در بیات ترک ساخته بودم وخانم پروین آنرا خوانده بود . این زمزمه همان و آشنا شدن با مردی چند بعدی ( قصه نویس ، شاعر ، آهنگساز ) به نام « دکتر مسعود عطائی » همان ! عطائی عاشق ایران ، عاشق زبان فارسی ، عاشق موسیقی اصیل ایرانیست ؛ به همین دلیل من همیشه به او می گویم : ,, تو پزشکی اما از مائی ! ،، مدتی است که شاهد بالندگی های متعدد ایشان در زمینه های هنری هستم و باید بگویم که مسعود عزیز مدارج بالاتری را در خلق شعر و داستانسرائی و موسیقی طی نموده است . شاهد بر این گفته سی دی جدید ایشان است با نام « آتش اشتیاق » با صدای گرم خانم « الهام » . این دیسک حاوی هشت آهنگ است که در هشت مایه و دستگاه مختلف ساخته شده اند گر چه در باره ی آ فرینش های هنری مسعود عطائی گفتنی کم نیست ولی به همین مختصر اکتفاء نموده و برای این دوست هنرمندم، سلامتی و بهروزی از ایزد یکتا در خواست می نمایم . تهران دیماه 1386 همایون خّرم