|
حدود بیست و پنج سال پیش در هامبورگ در منزل یکی از دوستان ِ قدیمی ام نشسته بودم . دوستم گوشی تلفن را به من داد و گفت ،، از دوسلدورف تلفن می کنند ، با شما کار دارند . ،، گوشی را گرفتم ، صدائی از آن طرف زمزمه کرد : ،، به دامن شبها تا سحرم = ستاره بارد از چشم ترم ....،، یکی از آهنگهای خودم بود که حدود سی سال پیش در بیات ترک ساخته بودم وخانم پروین آنرا خوانده بود . این زمزمه همان و آشنا شدن با مردی چند بعدی ( قصه نویس ، شاعر ، آهنگساز ) به نام « دکتر مسعود عطائی » همان ! عطائی عاشق ایران ، عاشق زبان فارسی ، عاشق موسیقی اصیل ایرانیست ؛ به همین دلیل من همیشه به او می گویم : ,, تو پزشکی اما از مائی ! ،، مدتی است که شاهد بالندگی های متعدد ایشان در زمینه های هنری هستم و باید بگویم که مسعود عزیز مدارج بالاتری را در خلق شعر و داستانسرائی و موسیقی طی نموده است . شاهد بر این گفته سی دی جدید ایشان است با نام « آتش اشتیاق » با صدای گرم خانم « الهام » . این دیسک حاوی هشت آهنگ است که در هشت مایه و دستگاه مختلف ساخته شده اند گر چه در باره ی آ فرینش های هنری مسعود عطائی گفتنی کم نیست ولی به همین مختصر اکتفاء نموده و برای این دوست هنرمندم، سلامتی و بهروزی از ایزد یکتا در خواست می نمایم . تهران دیماه 1386 همایون خّرم
|